حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
37
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
1 طاسين السراج 1 . قال الحسين بن منصور الحلّاج رضى اللّه عنه : سراج « 1 » من نور الغيب بداوعاد ، و جاوز السراج و ساد ، قمر تجلّى بين الأقمار ، كوكب برجه فى فلك الأسرار ، سمّاه الحقّ « أمّيّا » « 2 » لجمع همّته ، « و حرميّا » « 3 » لعظم نعمته ، و « مكّيّا » « 4 » لتمكينه عند قربته .
--> ( 1 ) . سراج : روشن كردن ، چراغ . اشاره به سورهء نور آيه 35 دارد : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ : خدا نور آسمانها و زمين است . مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى ، و آن چراغ در شيشهاى است . آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجستهء زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى ، افروخته مىشود . نزديك است كه روغنش هرچند به آن آتشى نرسيده باشد ، روشنى بخشد . روشنى بر روى روشنى است . خدا هركه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند ، و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا بر هر چيزى داناست . ( 2 ) . امى : از ام به معناى مادر ، اصل ، جاى و مهتر از هر چيز ، امّ از ريشه امم : والدة و گويند اصل آن امّهة بوده است . امى : درس ناخوانده ، اشاره به آيهء 157 سورهء اعراف : الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ : همانا كه از اين فرستاده ، پيامبر درس نخوانده كه نام او نزد خود در تورات و انجيل نوشته مىيابند پيرو مىكنند ، همان پيامبرى كه آنان را به كارهاى پسنديده فرمان مىدهد و از كار ناپسند باز مىدارد ، و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مىگرداند ، و از دوش آنان قيد و بندهايى را كه برايشان نوشته بوده است ، برمىدارد ، پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند ، آنان همان رستگارانند . همچنين در سورهء بقره ، آيه 78 ، آل عمران ، 20 و 75 ، جمعه ، 2 . ( 3 ) . حرمى : منسوب به حرم ، در لغت به معناى حرام و ممنوع بوده و در قرآن به شهر مكه و اطراف آن حرم گويند و براى اين به آن حرم گفتهاند كه بسيارى از كارهاى مباح و حلال در آنجا حرام و ممنوع است و حرمت آن شهر نيز به جهت وجود كعبه و مسجد الحرام است . در آيهء 67 سورهء عنكبوت آمده است : أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ : آيا ندانستهاند كه ما حرمى امن از كعبه قرار دادهايم ، حال آنكه مردمان را در پيرامونشان تاراج مىكردند مىربودند . در آيهء 91 سورهء نمل نيز چنين آمده است : إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَها وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ : همانا فرمان يافتهام كه پروردگار اين شهر را كه آن را حرم امن قرار داده است بپرستم . ( 4 ) . مكّى : منسوب به مكه سرزمينى مقدس و جايگاه كعبه و مسجد الحرام ، زادگاه حضرت رسول ( ص ) و على ( ع ) است در قرآن در آيهء 24 سورهء فتح به آن اشاره شده است . اين شهر به نامهاى مكّه ، ام القرى نيز در قرآن آمده است .